این زنجیرهای لعنتی
و فریاد میکشم
در خلوت خود
همه درد دارند
در دردهای این جامعه
من تلاش بی وقفه برای زندگی هستم
وتو ای بزرگ که آهنگر این زنجیری
من را میبینی و فتوا میدهی
(حیهات منه الذله)
من فریاد خاموش و در هم شکسته
جوانان این خاکم
من صدایی نسلی سوخته ام
و تو...
پر از دردم پر از شکست
برای زاری کردن
خواهران و برادرانم
من خاموشی نمیگیرم
یک بار انتخاب کردم
این طاغوت دین داری را
ای همراه ، ای هم وطن
فریاد نسل آفتاب
من ، من به تنهایی کارگر نیست
